مناجات و دعای شب و روز عید فطر
مناجات دعای شب و روز عید فطر
خدایا: سزاواز ستایش تویی، لایق کرنش تویی، معدن بخشش تویی، آغازگر آفرینش تویی، مرکز داد و دهش تویی، سبب آمرزش تویی.
مهر فروزان تویی، چشمه جوشان تویی، سرور خوبان تویی، مبدء احسان تویی، حافظ پیمان تویی، گوهر جانان تویی، نجم درخشان تویی، خالق نیکان تویی،
الهی: مولای دارنده تو، فقیر خواهنده من. آقای بخشنده تو، بنده شرمنده من، دارای داننده تو، برده درمانده من، زنده پاینده تو، فانی وامانده من. دانای خواننده تو، عبد پناهنده من. کریم گوینده تو، گدای جا مانده من، قادر مطلق تویی، عبد معوّق منم، فاضل عالی تویی، پست فرومانده من، محسن زاینده تو، دزد فریبنده من. حکیم هادی تویی، غریم سرگشته من. شفا دهنده تویی، بیمار درمانده من،
خدایا: پناهم دادی فرار کردم، فرمانم دادی سر پیچیدم، دستورم دادی عصیان کردم، نهیم کردی مرتکب شدم، هدایتم کردی گمراه شدم، عزیزم کردی ذلیل شدم، نعمتم دادی کفران کردم، عطایم دادی ناسپاسی کردم، مرا به درگاهت خواندی اما من گریختم، از شیطان بیمم دادی به او پناه بردم، سلامتی دادی تباه کردم، نعمت دادی گناه کردم، راه نشان دادی بیراهه رفتم،
الهی: آفریننده تویی آفریده منم، دهنده تویی خواهنده منم، زیبا ساز تویی زیبا شده منم، بی نیاز تویی نیازمند منم، آمرزنده تویی گناهکار منم، ثروتمند تویی فقیر منم، شفا دهنده تویی بیمار منم، آقا تویی بنده منم، مولا تویی برده منم،
خدایا: آن که آفرید تویی، آن که صورت زیبا داد تویی، آن که منت گذاشت تویی، آن که نعمت داد تویی، آن که احسان کرد تویی، آن که زیبا کرد تویی، آن که برتری داد تویی، آن که کامل کرد تویی، آن که روزی داد تویی، آنکه توفیق داد تویی، آن که عطا کرد تویی، آن که بینیازی بخشید تویی، آن که فانی کرد تویی، آن که پناه داد تویی، آن که کفایت کرد تویی، آن که هدایت کرد تویی، آن که حفظ کرد تویی، آن که بخشید تویی، آن که قدرت داد تویی، آن که عزیز کرد تویی، آن که یاری کرد تویی، آن که پشتیبانی کرد تویی، آن که تایید کرد تویی، آن که یاری کرد تویی، آن که شفا داد تویی، آن که سلامتی داد تویی، آن که اکرام کرد تویی،
الهی: آن که بد کرده منم، آن که خطا کرده منم، آن که قصد بد کرده منم، آن که نادانی کرده منم، آن که غافل شده منم، آن که اشتباه کرده منم، آن که تعمد داشته منم، آن که وعده داده منم، آن که تخلف کرده منم، آن که عهد شکسته منم، آن که فرار کرده منم، آن که اقرار به خطا کرده منم، آن که به نعمتت بر خود اعتراف کرده منم،
الهی فرمانم دادی عصیان کردم، الهی نهیم کردی مرتکب شدم، حال چگونه از تو عذر بخواهم؛ به زبانم یا به چشمم یا به گوشم، یا به دستم، یا به پایم، اینها همه نعمتهای تویند و من با همه آنها نافرمانی تو کردم. حجت تو بر من تمام است و راه مجازات تو بر من گشوده است. مرا جای انکار نیست. زیرا تو بر همه کارهایم شاهد بودی. اعضای بدنم نیز علیه من گواهی دهند.
خدایا آن چه را تو در باره من میدانی اگر دیگران و حتی بستگانم میدانستند، مهلتم نمیدادند، تحملم نمیکردند، با من مدارا نمیکردند، چوبم میزدند، از خود میراندند، پاره پاره و تکه تکهام میکردند، رسوایم میکردند. آبرویم میبردند.
ولی تو تحملم کردی، رسوایم نکردی، آبرویم نبردی، عیبم پوشاندی، با من مدارا کردی، مهلتم دادی، فرصت دوبارهام دادی، مرا بخشیدی، با این همه خطا روزیم دادی، عطایم دادی، عزیزم داشتی، بزرگم کردی، نعمتم دادی، کرامتم بخشیدی، چندانکه گویا بنده خوبی بودهام، فرمانت بردهام. خطا نکردهام،
الهی تو فرمودی که عید فطر نزد تو عید بزرگ و مهمی است. تو گفتی که کوچکتران در این عید به خانه بزرگتران بروند و با احترام گذاشتن به آنان عیدی بخواهند. تو گفتی که بزرگتران دست نوازش بر سر کوچکتران بکشند و به آنان عیدی بدهند. الهی تو بزرگی خیلی بزرگ و ما کوچکیم خیلی کوچک. اکنون شب عید است و ما به فرمان تو در خانهات آمدیم. به وجودت اقرار داریم. به یگانگیات ایمان داریم. احترام گذاشتیم. سرا پا نیازیم. عیدی میخواهیم. انتظار نوازش داریم. ما سر تا پا خواهش و اشتیاقیم. ما به اندازه کمبود و نقص خود میخواهیم. تو به اندازه کرم و لطف خود به ما عیدی بده.
ما با دلی شکسته، چشمی گریان، قلبی پر از امید، دستی پر از تقاضا، وجودی پر از اشتیاق آمدهایم. تو گفتی بیا. ما آمدیم. تو گفتی بخواه ما خواستیم. تو گفتی بخوان ما داریم میخوانیم. گفتی خالصانه بیا. این هم خلوص. گفتی عاجزانه بیا. این هم عجز و لابه. گفتی اگر یک قدم بیایی من ده قدم مییام این هم چندین قدم اومدیم. تو گفتی با دل شکسته بیا. این هم دل پاره پاره. این هم قلب پر از امید. این هم چشم گریان. این هم تن لرزان. این پای لنگان. این دست پر از دعا. این قلب خاشع. گفتی بیا اومدم. حالا نوبت تواست که به وعدهات وفا کنی. گفتی بخوان اجابت میکنم. اجابت دعای ما را تضمین کردی. اکنون نوبت تواست. خدایا مپسند که شب عید من دست خالی از در خانهات بروم. دشمنان به من میخندند. ریشخندم میکنند. خدایا اگر گناهان و اعمال ما مانع عیدی گرفتن ما است. و ما سزاوار عیدی نیستیم. اول گناهان ما را ببخش. سپس به ما عیدی بده. اول ما را لایق حضور کن بعد پاداش و عیدی بده
الهی تو را بدان نامت میخوانیم که نوح نبی تو را بدان خواند و دعایش مستجاب کردی و ستمکاران را غرق کردی. خدایا را تو را بدان نامت میخوانیم که موسی کلیم خواند و دریا بر او شکافتی و او و قومش را نجات دادی و فرعون و سپاهش را غرق کردی. الهی تو را بدان نامت میخوانیم که ابریهیم خلیلت تو را بدان خواند و آتش بر گلستان کردی. خدایا تو را بدان نامت میخوانیم که عیسی نبیت تو را بدان خواند و تو مردگان را زنده کردی و بیماران را شفا دادی. الهی تو را بدان نامت میخوانیم که حبیبت محمد تو را بدان خواند و تو اجابتش کردی و درخت را به سوی او حرکت دادی و آن را از وسط دو شقه کردی. خدایا تو را به همه این نامهایت می خوانیم. خدایا به انبیای گرامت، به نامهای عظمایت، به اسماء حسنایت، به ملائکه مقربت، به لطف و کرمت، به شهدای راهت سوگند که بر محمد و خاندان پاک او درود فرست.
خدایا خواسته ما در این عید مبارک: آمرزش گناهان، شفای بیماران، رهایی گرفتاران، خلاصی زندانیان و اسیران، سیری گرسنگان، پوشاندن برهنگان، ثروتمندی فقیران، روزی فراوان، بخشش مردگان، عفت دختران، غیرت و حیای پسران، پارسایی پیران، طول عمر پدران، سلامتی مادران، شکست و خفت دشمنان، ظهور مهدی صاحب زمان است. همه را همین امشب یکجا و همین حالا به ما بده.
در همین امشب و امروز به همه ما روزی حلال، علم سودمند، عقل کامل، قلب خاشع، نفس مطیع، تن سالم، چشم پاک، گوش شنوا، سینه بیکینه، دل پر محبت، دست دهنده، مغز بخشنده، عطا بفرما.
کشور ما را، ملت ما را، از شر دشمنان، وسوسه خناسان، توطئه توطئهگران داخل و خارج محفوظ بدار.
مؤمن عزیز: دستها را بالا ببر و هر چه در دل داری به زبان بیاور. بخواه میدهد.
التماس دعا بنده گناهار منتظر عیدی دعای شما
محمد الله اکبری