تاریخ یک حکومت را چه کسانی می نویسند

باسمه تعالی
 یاد داشت
تاریخ یک حکومت را چه کسانی می¬نویسند
در خصوص دست¬یابی به تاریخ یک حکومت منابع و مصادر متنوع و مختلفی وجود دارد که می-توان با استفاده از قواعد و اصول و فنون  عالمانه و ویژه علم تاریخ به حقیقت احوال آن حکومت و حاکمان آن دست یافت و از اقدامات و حسنات و سیآت آنان آگاه شد. در یک دسته بندی کلی منابع یک حکومت را سه گروه تالیف می¬کنند:
1. کمترین آثار و منابع مربوط به تاریخ یک حکومت را افراد بی¬طرف و بی¬غرض تالیف می-کنند و می¬کوشند در حد اطلاع و توان و بضاعت علمی خود حقایق و وقایع تاریخی را همان¬گونه که واقع شده، بنویسند و از جانبداری و طرفداری  و ارزشداوری بی¬جا و بی-جهت و دخالت دادن حب و بغض دوری کنند. این دسته معتبرترین کنابع در باره تاریخ آن حکومت هستند.
2. دسته دوم منابع و مصادری هستند که به فرمان و با بودجه خود آن حکومت نوشته شده¬اند. این دسته از منابع به شدت متهم به جانبداری نسبت به آن حکومت هستند و داری کمترین ارزش و اعتبار علمی هستند و با شک تردید زیاد به آن¬ها نگریسته می¬شود. زیرا این منابع ارزشداوری می¬کنند. حسنات آن حکومت را خیلی بزرگ و چندین برابر آن چه بوده جلوه می¬دهند و سیآت آن حکومت را یا کلا حذف می کنند و یا آن¬ها را به حسنات تبدیل می-کنند. هم¬چنین حسنات مخالفان و معارضان آن حکومت را یا کلا نادیده می¬گیرند و یا آن¬ها را به سیآت تبدیل می¬کنند. بنا بر این بدیهی است که از سوی مورخان بعدی بی¬ارزش وبی¬ اعتبار و یا دست کم، کم ارزش و کم اعتبار دانسته شوند. این دسته از منابع به لحاظ حجم و عدد از دسته اول بیشتر و از دسته سوم کمتر هستند.
3. دسته سوم منابعی هستند که از سوی دشمنان آن حکومت نوشته می¬شود و غالبا بعد از سقوط آن و به همت و دستور حکومت بعدی در همان کشور یا منطقه نوشته می¬شود. این منابع به لحاظ حجم و عدد بیشترین آثار را شامل می¬شوند.
این منابه به لحاظ ارزش و اعتبار علمی نیز به شدت مشکوک و کم اعتبار تلقی می¬شوند. (حتی اگر بی¬طرفانه نوشته شده باشند. مگر بی¬طرفی آن¬ها نزد اهل فن تاریخ با توجه به محتوای آن¬ها و با دلایل روشن ثابت شده باشد.) زیرا به دستور و بودجه و خواسته دشمن آن حکومت نوشته شده¬اند. در این نوع منابع بر خلاف دسته دوم حسنات حکومت قبلی یا کلا حذف و یا تبدیل به سیآت می¬شود و سیآت آن چندین برابر بزرگ نمایی می¬شود. به همین به دیده شک و تردید نسبت بدانان نگاه می¬شود. این نوع نگاه به این سه دسته منابع یک نگاه جا افتاده و علمی و منطقی در میان اهل فن تاریخ است.
به عنوان مثال بیشتر آثار مربوط به تاریخ بنی امیه در دوره بنی عباس نوشته شده است و بیشترین آثار تاریخی مربوط به حکومت قاجار را حکومت پهلوی نوشته است و بیشترین آثار حکومت پهلوی در روزگار جمهوری اسلامی نوشده شده است.
مورخ خبیر و تیز بین باید کلی فن و فوت و اصول و قواعد علمی بداند تا بتواند حقیقت را از میان این همه جانبداری و بد بینی کشف کند و برای آیندگان عرضه کند.
بنا بر این تاریخ¬نویسان طرفدار یا دشمن یک حکومت تنها زحمت همکاران بعدی خود را برای کشف حقیقت زیاد می¬کنند. این پند تاریخ است به گوش جان بنیوش
محمد الله اکبری  این یاد داشت در روزنامه 19 دی استان قم در تاریخ یکشنبه 21 اسفند چاپ شده است.
10/12/1390

پیام انتخابات برای دوست و دشمن

 

 باسمه تعالی

پیام چندگانه 12 اسفند

شرکت پر شور مردم فهیم ایران در انتخابات مجلس نهم در دوازدهم اسفند 1390 برای مسؤولان، دوستان داخلی و دشمنان خارجی پیام آشکار بسیاری داشت که در این کوتاه سخن به دو تا از آن­ها اشاره می­شود.

ادامه نوشته

تاریخ یک حکومت را چه کسانی می­نویسند

باسمه تعالی

تاریخ یک حکومت را چه کسانی می­نویسند

در خصوص دست­یابی به تاریخ یک حکومت منابع و مصادر متنوع و مختلفی وجود دارد که می­توان با استفاده از قواعد و اصول و فنون  عالمانه و ویژه علم تاریخ به حقیقت احوال آن حکومت و حاکمان آن دست یافت و از اقدامات و حسنات و سیآت آنان آگاه شد. در یک دسته بندی کلی منابع یک حکومت را سه گروه تالیف می­کنند:

1.     کمترین آثار و منابع مربوط به تاریخ یک حکومت را افراد بی­طرف و بی­غرض تالیف می­کنند و می­کوشند در حد اطلاع و توان و بضاعت علمی خود حقایق و وقایع تاریخی را همان­گونه که واقع شده، بنویسند و از جانبداری و طرفداری  و ارزشداوری بی­جا و بی­جهت و دخالت دادن حب و بغض دوری کنند. این دسته معتبرترین کنابع در باره تاریخ آن حکومت هستند.

2.     دسته دوم منابع و مصادری هستند که به فرمان و با بودجه خود آن حکومت نوشته شده­اند. این دسته از منابع به شدت متهم به جانبداری نسبت به آن حکومت هستند و داری کمترین ارزش و اعتبار علمی هستند و با شک تردید زیاد به آن­ها نگریسته می­شود. زیرا این منابع ارزشداوری می­کنند. حسنات آن حکومت را خیلی بزرگ و چندین برابر آن چه بوده جلوه می­دهند و سیآت آن حکومت را یا کلا حذف می کنند و یا آن­ها را به حسنات تبدیل می­کنند. هم­چنین حسنات مخالفان و معارضان آن حکومت را یا کلا نادیده می­گیرند و یا آن­ها را به سیآت تبدیل می­کنند. بنا بر این بدیهی است که از سوی مورخان بعدی بی­ارزش وبی­ اعتبار و یا دست کم، کم ارزش و کم اعتبار دانسته شوند. این دسته از منابع به لحاظ حجم و عدد از دسته اول بیشتر و از دسته سوم کمتر هستند.

3.     دسته سوم منابعی هستند که از سوی دشمنان آن حکومت نوشته می­شود و غالبا بعد از سقوط آن و به همت و دستور حکومت بعدی در همان کشور یا منطقه نوشته می­شود. این منابع به لحاظ حجم و عدد بیشترین آثار را شامل می­شوند.

این منابه به لحاظ ارزش و اعتبار علمی نیز به شدت مشکوک و کم اعتبار تلقی می­شوند. (حتی اگر بی­طرفانه نوشته شده باشند. مگر بی­طرفی آن­ها نزد اهل فن تاریخ با توجه به محتوای آن­ها و با دلایل روشن ثابت شده باشد.) زیرا به دستور و بودجه و خواسته دشمن آن حکومت نوشته شده­اند. در این نوع منابع بر خلاف دسته دوم حسنات حکومت قبلی یا کلا حذف و یا تبدیل به سیآت می­شود و سیآت آن چندین برابر بزرگ نمایی می­شود. به همین به دیده شک و تردید نسبت بدانان نگاه می­شود. این نوع نگاه به این سه دسته منابع یک نگاه جا افتاده و علمی و منطقی در میان اهل فن تاریخ است.

 به عنوان مثال بیشتر آثار تاریخی مربوط به حکومت بنی امیه را بنی عباس نوشته است. بیشترین تاریخ حکومت قاجار را حکومت پهلوی نوشته است و بیشترین آثار حکومت پهلوی در روزگار جمهوری اسلامی نوشده شده است.

مورخ خبیر و تیز بین باید کلی فن و فوت و اصول و قواعد علمی بداند تا بتواند حقیقت را از میان این همه جانبداری و بد بینی کشف کند و برای آیندگان عرضه کند.

بنا بر این تاریخ­نویسان طرفدار یا دشمن یک حکومت تنها زحمت همکاران بعدی خود را برای کشف حقیقت زیاد می­کنند. این پند تاریخ است به گوش جان بنیوش

محمد الله اکبری 10/12/ 1390

سیاست های معاویه در مواجهه با امام علی

سیاست ها و تدابیر معاویه در مواجهه با امام علی (ع) و امام حسن (ع)

 معاویه پور بوسفیان با پدر و بستگانش مدت بیست و یک سال با اسلام، رسول خدا (ص) و مسلمانان سر سختانه و با تمام توان نظامی، سیاسی اجتماعی، اقتصادی و .. دشمنی کردند و جنگیدیند. آنان پس از ناتوانی و ناکامی در مفابله و مواجهه با رسول خدا (ص) در جریان فتح مکه تسلیم شدند و ناگزیر شهادتین بر زبان آوردند. به دلیل بخشیده شدن از سوی رسول خدا (ص) طلقاء آزاد شدگان نام گرفتند و نام آنان از مشرکان و دشمن اسلام به طلقاء تغییر یافت. پس از مسلمانی ظاهری زسولخدا برای جلب بیشتر دلهای آنان به اسلام مقداری قابل توجه از غنائم جنگ حنین را به آنان بخشید و برخی از مناصب تازه تاسیس در حکومت نوپای اسلامی را بدانان سپرد.

در نخستین روزهای پس از رحلت رسول خدا (ص) بوسفیان که از تدبیر و توطئه قریش قدیم الاسلام برای تصرف منصب خلافت و جانشینی رسول بیخبر بود، علیه خلیفه نخست بوبکر اعتراض کرد و عباس و علی (ع) را ناتوان و سست خطاب کرد. اما پس از آگاهی از اساس ماجرا خیلی زود به جریان به ظاهر پیروز پیوست و سهم خود را گرفت.

سهم بوسفیان و بستگانش از حکومت جدید، منصب فرماندهی یکی از چهار لشکر اعزامی به منطقه شام بود. بوبکر این منصب را به پسر بزرگ بوسفیان یزید داد و وی با لشکر تحت فرمان همراه برادرش معاویه عازم شام شد. پس از فتح تمامی مناطق شام، استانداری دمشف و مناطق ملحق آن به یزید بوسفیان رسید. وی در دوره خلافت خلیفه نخست و نیمی از دوران خلافت خلیفه دوم عمر خطاب استاندار دمشق بود تا در سال هیجده هجری بر اثر بیماری طاعون درگذشت و برادرش معاویه از سوی خلیفه جانشین او شد. 

معاویه در پنج سال باقیمانده خلافت عمر خطاب و تمام دوران خلافت عثمان استاندار شام بود . شام از آغاز فتح تا روزهای پایانی سال سی و پنج هجری امیر و استانداری جز فرزندان بوسفیان ندیده بود. آنان اسلام دلخواه خود را به خورد مردم آن دیار داده بودند. با مرگ سوم خلیفه عثمان پور عفان امام علی (ع) خلیفه شد. امام در همان روزهای نخست خلافت معاویه را از استانداری شام عزل کرد اما وی راه نافرمانی پیشه کرد زیر بار نرفت و از اطاعت خلیفه جدید سرپیچید و طغیان کرد و با آن حضرت به مخالفت برخاست.

وی در دوران حکومت امام علی و امام حسن (ع) برای موجهه با آنان تدابیر و سیاست هایی پیشه کرد که در این مقاله به اختصار به آن خواهیم پرداخت.

 

سیره سیاسی و نظامی و تبلیغی رسول خدا (ص)

1390/11/27 پنجشنبه گفتگو با مدير پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي دكتر الله‌اكبري: انسجام و اتحاد ملت ايران، وجه شباهت شرايط كنوني ايران و شرايط زمان رسول خدا(ص) است.
ايسكا: هفتۀ گذشته، ميلاد پيامبر اكرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) بود. به همين خاطر، مناسب ديديم كه دربارۀ سيرۀ اين دو بزرگوار در برخورد با نظام سلطه، با دكتر محمد الله‌اكبري، مدير پژوهشكدۀ تاريخ و سيرۀ اهل بيت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي گفت و گو كنيم كه از منظر فرهيختگان محترم مي‌گذرد.
آرايش نظام سلطه در زمان رسول خدا(ص) به چه شكل بود؟
ادامه نوشته

غلط می­کنند نیایند طنز سیاسی 8

  • شماره 1465
  • چهارشنبه,26 بهمن 1390
  • 2012 15 February
  • ٢٣ ربيع الأول ١٤٣٣

غلط می­کنند نیایند

-       مش­ حیدر فردا صبح زود بیا خونه کدخدا کارت دارم. مش­ حسن و کبلایی قربانم بگو بیان.

-       چی کارمون داری.

 -       کدخدا گفته بهتون وام بدم.

-       چی؟ وام؟ وان؟ چی گفتی؟

-       وام مش­ حیدر وام.

-       نه بابا. گمان نکنم.

-       چرا برای همین احضارتون کرده.

-       باورم نمیشه. آخه من شش ساله که هر سال از کدخدا درخواست وام می­کنم. هیچ وقت موافقت نکرده.

-       این دفعه می­خواد وام بهت بده.

-       نمی دونی چرا کدخدا مهربون  شده؟

-       درست نمی­دونم. ولی گمانم تدبیری برای افزایش جذب گردشگره.

-       چی چی گر؟

-       گر دش گر.

-       حالا این گردشگر که تو با این غلظت تلفظ کردی چی هست؟

-       مش ­حیدر خودت را به آن راه زدی یا واقعا نمی­دونی؟

-       بابا من اولین باره که این کلمه رو می­شنوم.

-       گردشگر یعنی که مردم دهات دیگر بیان ده ما و این جا بگردن و تفریح کنند و چیزی بخرند و پولاشونو خرج کنند.

-       اولا که نمی ­یان. ثانیا اومدنشون چه سودی به حال ما داره.

-       باباجون وقتی بیان اینجا. پول خرج می کنند. پولاشونو می­دن به ما چیزی می­خرند. خب ما هم پول دار می­شیم دیگه.

-       آخه ما که چیزی نداریم بهشون بدیم.

-       کدخدا منو مسؤل گردشگری ده کرده. گفته یه کاری کنم که گردشگرا زیاد بیان ده ما. منم می­خوام  از بودجه ­ای که کدخدا داده به شما وام بدم که شما کنار کال (رود) خشک ده چند تا قهوه خانه چند تا آلاچیق چند تا استراحتگاه بسازین تا وقتی گردشگرا اومدن چایی و ... بهشون بدین و پول بگیرین. هم وام تونو پس بدین. هم درامدی داشته باشین.

-       آخه این ده ما چی داره که مردم می­خوان بیان ببینند. بر فرض اگر اومدن ما که جایی برای ماندن و استراحت کردنشان نداریم. چی بخورند؟ کجا بخوابند؟

-       منم چیز زیادی نمی­دونم. ولی کدخدا گفته باید یه کاری بکنین که سال آینده هفت میلیون گردشگر بیان ده ما و پولاشونو این جا خرج کنن.

-       چند میلیون؟

-       هفت میلیون

-       غضنفر شوخی نکن. حالا بگی هفت نفر! شاید بیان. ولی هفت میلیون آخه چه جوری؟

-       نه مش­ حیدر هفت میلیون. می فهمی هف  میل  یون.

-       خب اگر نیومدن چی؟

-       می­یان. یعنی مجبورا بیان.

-       آخه تو از کجا این قدر مطمئنی.

-       می­دونم که می­یان. چون کدخدا گفته می­یان پس می­یان.

-       بابا جون مگر اختیار مردم دهات دیگر دست کدخدای ده ما است که حتما بیان.

-       مطمئنم که حتما می­ یان.

-       آخه چطوری؟

-       منم این سؤالو از کدخدا پرسیدم.

-       چی گفت.

-       گفت: غلط می­کنن که نیان. اگه نیومدن برید دنبالشون. پیداشون کنید. این قدر پس گردنی بهشون بزنید که بیان پدر سوخته ها.

فضولباشی